X
تبلیغات
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
چکیده پایان نامه های مرکز تحقیقات قم

چکیده پایان نامه های مرکز تحقیقات قم
 
چکیده و فهرست پایان نامه های استان قم

السلام عليک يا شهر الله الاکبر و يا عيد اوليائه
 
نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم آذر 1389 توسط روابط عمومی مرکز تحقیقات فرهنگیان قم

شماره‌ شناسايي‌ 475- علوم اجتماعی

 

عنوان‌: شناسايي‌ مرجع‌ جوانان‌ در انتخاب‌ پرشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌

سال‌ اجرا: 1379

نام‌ پژوهشگر: احمد نيكزاد

كليد واژه‌ها: مرجع‌ ـ جوانان‌ ـ انتخاب‌ پوشش‌ ـ آرايش‌ غير متعارف‌

 

مقدمه‌

برخي‌ از جوانان‌ مي‌خواهند بوسيله‌ لباس‌ و پوشش‌ ظاهري‌، توجه‌ افراد را به‌ خود جلب‌كنند و كاري‌ هم‌ ندارند كه‌ آيا كار آنها از لحاظ‌ پوشش‌ و آرايش‌ مورد تاكيد و شرع‌ و عرف‌هست‌ يا خير. آن‌ چيزي‌ كه‌ براي‌ آنها مهم‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ نحوي‌ در بين‌ مردم‌ جلوه‌گري‌ كنند كه‌ مردم‌ به‌ ايشان‌ توجه‌ خاص‌ و ويژه‌اي‌ داشته‌ باشند.

شايد در عمل‌ هيچ‌ چيز آسانتر از تقليد لباس‌ ديگران‌ نيست‌ اما تغيير لباس‌، همواره‌پيامد تغيير يك‌ فرهنگ‌ است‌ و انسان‌ تا پاسخي‌ از فرهنگ‌ خود وداع‌ نكند نمي‌تواند بالباس‌ خود وداع‌ كند.

 

بيان‌ مسأله‌:

اخيراً پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌ در بين‌ دختران‌ و پسران‌ نوجوان‌ و جوان‌ ساكن‌ قم‌ابعاد گسترده‌تري‌ يافته‌ است‌ و در گوشه‌ و كنار شهرو در ساعات‌ خاصي‌ از شبانه‌ روز ـعصر و غروب‌ در خيابانهاي‌ خاصي‌ از شهر ـ مانند صفاييه‌ پاركها به‌ آساني‌ قابل‌ مشاهده‌ است‌.

اين‌ وضعيت‌ به‌ نوعي‌ بيانگر تضاد ورزي‌ با ارزشهاي‌ جامعه‌ از سوي‌ جوانان‌ و همچنين‌عدم‌ درك‌ و جذب‌ جوانان‌ از طرف‌ بزرگسالان‌ است‌ همچنين‌ نشانگر روي‌ آوردن‌ جوانان‌به‌ فضاي‌ فرهنگي‌ خارج‌ از جامعة‌ خودي‌ و تبعييت‌ از الگوهاي‌ فرهنگي‌ آن‌ است‌. به‌راستي‌ برخي‌ جوانان‌ ما در انتخاب‌ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌، از كدام‌ منابع‌ با مرجع‌الگو مي‌گيرند با اين‌ گونه‌ جوانان‌ از لحاظ‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ و خانوادگي‌ چه‌ ويژگي‌هاي‌دارند و به‌ چه‌ طبقه‌اي‌ تعلق‌ دارند؟

 

اهداف‌  :

هدف‌ كلي‌: شناسايي‌ مرجع‌ جوانان‌ حتي‌ در انتخاب‌ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌.

اهداف‌ ويژه‌:

1 ـ شناخت‌ منابع‌ الگو پذيري‌ جوانان‌ قمي‌ در انتخاب‌ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌.

2 ـ تعيين‌ پايگاه‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ جوانان‌ مورد مطالعه‌ 3 ـ سنجش‌ «احساس‌ هويت‌اجتماعي‌» جوانان‌ مورد مطالعه‌.

4 ـ فهرست‌ كردن‌ نمادهاي‌ پوشش‌ وآرايش‌ غير متعارف‌ در بين‌ جوانان‌ و محاسبه‌فراواني‌ آنها به‌ تفكيك‌ جنسيت‌.

5 ـ مقايسه‌ دختران‌ و پسران‌ در هر يك‌ از موضوعات‌ فوق‌.

6 ـ آگاهي‌ از نگرش‌ والدين‌ نسبت‌ به‌ پوشش‌ و آرايش‌ فرزندانشان‌.

 

پرسش‌ها يا فرضيه‌ها :

سوالات‌:

1 ـ جوانان‌ قمي‌ كه‌ از لحاظ‌ نوع‌ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌ محسوب‌ مي‌شوند، ازكدام‌ منبع‌ اين‌ الگوها را پذيرفته‌اند.

2 ـ جامعة‌ نمونة‌ مورد مطالعه‌ از لحاظ‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ (تحصيلات‌ فرد ـ اشتغال‌ ـمحل‌ سكونت‌ ـ بومي‌ يا مهاجر بودن‌ ـ تحصيلات‌ والدين‌ و اشتغال‌ والدين‌ و...) چه‌ويژگي‌هاي‌ دارند؟

3 ـ جوانان‌ مورد مطالعه‌ به‌ چه‌ ميزان‌ احساس‌ مي‌كنند از سوي‌ جامعه‌ مورد پذيرش‌قرار گرفته‌اند؟

4 ـ نمادهاي‌ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌ در بين‌ جوانان‌ مورد مطالعه‌، كدامند؟

5 ـ كداميك‌ از نمادهاي‌ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌ بين‌ جوانان‌ قمي‌، عموميت‌بيشتري‌ دارد؟

6 ـ عكس‌ العمل‌ والدين‌ در برابر پوشش‌ غير متعارف‌ فرزندانشان‌ چيست‌؟

7 ـ پاسخگويان‌ دختر و پسر در هر يك‌ از متغيرهاي‌ فوق‌ چه‌ تفاوتهايي‌ با يكديگر دارند؟

 

جامعه‌ آماري‌:

كليه‌ جوانان‌ دختر و پسر ساكن‌ در شهر قم‌ كه‌ در گروه‌ سني‌ 15 تا 24 سال‌ قرار دارند ونوع‌ پوشش‌ و آرايش‌ آنان‌ بر طبق‌ چك‌ ليست‌ غير متعارف‌ محسوب‌ مي‌شود.

 

نمونه‌ آماري‌: (اعم‌ از فرمول‌ها، روايي‌ و اعتبار و..)

روش‌ نمونه‌گيري‌ غير احتمالي‌ مي‌باشد و از روش‌ جامعه‌ در دسترس‌ و روش‌ معتمدي‌در مكانها و زمانهاي‌ گوناگون‌ استفاده‌ شده‌ است‌.

 

ابزار گرد آوري‌ داده‌ها:

پرسشنامة‌ محقق‌ ساخته‌ كه‌ از طريق‌ مصاحبه‌ با پاسخگويان‌ تكميل‌ شده‌ است‌. روايي‌ واعتبار برخي‌ از سوالات‌ مهم‌ پرسشنامه‌ در تحقيقات‌ مشابه‌ تاييد شده‌ است‌.

 

روش‌ تجزيه‌ و تحليل‌  :

آمار توصيفي‌: رسم‌ جداول‌ فراواني‌ يك‌ بعدي‌ و دو بعدي‌ محاسبه‌ محاسبه‌ فراواني‌،درصد و مقايسه‌ آنها با يكديگر.

 

نتيجه‌گيري‌ و تفسير:

1 ـ گروه‌ سني‌ 17 تا 20 سال‌ بيش‌ از ساير گروههاي‌ سني‌ ديگر به‌ پوشش‌ و آرايش‌ غيرمتعارف‌ روي‌ آورده‌اند.

2 ـ بيسش‌ از نيمي‌ از پاسخگويان‌ تحصيلات‌ در حد سيكل‌ و ديپلم‌ ناقص‌ دارند و و 34درصد ديپلم‌ و يا مشغول‌ به‌ تحصيل‌ در دورة‌ پيش‌ دانشگاهي‌ هستند.

3 ـ 53 درصد از افراد مورد مطالعه‌ به‌ خانواده‌هايي‌ تعلق‌ دارند كه‌ والدين‌ بيسواد يا كم‌سواد دارند و تنها 8 درصد از پاسخگويان‌ به‌ خانواده‌هاي‌ بالاتر از سطح‌ سواد پيش‌دانشگاهي‌ تعلق‌ دارند.

4 ـ 34 درصد از پاسخگويان‌ بر حسب‌ شغل‌ پدر به‌ خانواده‌هاي‌ طبقه‌ پايين‌ و 5/31درصد آنها به‌ طبقه‌ بالا تعلق‌ دارند. حضور طبقه‌ متوسط‌ به‌ ميزان‌ 24 درصد مي‌باشد كه‌ ازدو طبقه‌ بالا و پايين‌ كمتر است‌.

5 ـ نزديك‌ به‌ نيمي‌ از پاسخگويان‌ (46 درصد) دانش‌آموز هستند كه‌ از اين‌ تعداد عدة‌كمي‌ در دانشگاه‌ها مشغول‌ به‌ تحصيل‌ مي‌باشند.

6 ـ نيمي‌ از پاسخگويان‌ در مناطق‌ خيابان‌ امام‌ و خيابانهاي‌ اطراف‌ آن‌ و منطقه‌ نيروگاه‌ساكن‌ هستند و 27 درصد در مناطق‌ بالاي‌ شهر مانند باجك‌، صفاييه‌، دورشهر، سالاريه‌، وصفاشهر زندگي‌ مي‌كنند.

7 ـ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌ نه‌ خاص‌ بوميان‌ و نه‌ خاص‌ مهاجران‌ است‌ و در هرگروه‌ با نسبت‌ تقريباً نزديك‌ به‌ هم‌ قابل‌ مشاهده‌ مي‌باشد.

8 ـ در جواناني‌ كه‌ از پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌ استفاده‌ مي‌كنند، احساس‌ بي‌ هويتي‌اجتماعي‌ آشكار است‌. و اين‌ احساس‌ در بين‌ پسران‌ اندكي‌ بيشتر از دختران‌ مي‌باشد.

9 ـ مهمترين‌ ملاك‌ براي‌ انتخاب‌ و خريد لباس‌ براي‌ پاسخگويان‌ به‌ ترتبي‌ اهميت‌عبارتند از: شيك‌ و جذاب‌ بودن‌، مد روز بودن‌.

10 ـ 67 درصد پاسخگويان‌ به‌ اين‌ مطلب‌ كه‌ جوانان‌ بايد در پوشيدن‌ لباس‌ دلخواه‌ خودآزاد باشند موافقند: پسران‌ بيش‌ از دختران‌ به‌ اين‌ مطلب‌ نگرش‌ مثبت‌ دارند.

11 ـ 55 درصد پاسخگويان‌ اعتقاد دارند كه‌ جوانان‌ براي‌ جلب‌ توجه‌ ديگران‌ و كسب‌اعتماد به‌ نفس‌ به‌ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌ روي‌ مي‌آورند.

12 ـ نيمي‌ از پاسخگويان‌ معتقدند كه‌ سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ در ارائه‌ الگوي‌سازگار با عرف‌ اجتماعي‌ چندان‌ موفق‌ نبوده‌ است‌.

13 ـ مهمترين‌ مرجع‌ جوانان‌ در انتخاب‌ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌ دوستان‌ صميمي‌آنها مي‌باشد مرجع‌ دوم‌ مشاهدة‌ فيلمهاي‌ خارجي‌ از طريق‌ ويدئو و يا ماهواره‌ مي‌باشد درحاليكه‌ دختران‌ از مشاهدة‌ لباس‌هاي‌ مد در بوتيك‌ها بيش‌ از عوامل‌ ديگر تأثير پذيرفته‌اند.

14 ـ 5/38 درصد از والدين‌ با پوشش‌ فرزندان‌ موافق‌ يا كاملاً موافق‌ هستند، 35 درصدبي‌تفاوت‌ و 28 درصد مخالف‌ هستند.

15 ـ نمادهاي‌ پوشش‌ و آرايش‌ غير متعارف‌ به‌ ترتيب‌ بيشترين‌ موارد استفاده‌ در بين‌گروه‌ دختران‌ عبارتنداز: بيرون‌ گذاشتن‌ موي‌ سر، پوشيدن‌ شلوارهاي‌ جين‌ راسته‌، آرايش‌صورت‌، نپوشيدن‌ جوراب‌ با كفش‌ رو باز و لاك‌ زدن‌ ناخن‌ دست‌ و پا.

16 ـ در گروه‌ پسران‌ بيشترين‌ نمادهاي‌ مورد استفاده‌ عبارتند از: پوشيدن‌ شلوارهاي‌جين‌ و راسته‌، فرق‌ باز كردن‌ موي‌ سر، استفاده‌ از ژل‌ و واكس‌ مو، چاك‌ پا بين‌ شلوار، موهاي‌بلند، كفشهاي‌ سنگين‌ و پوتين‌ مانند و خط‌ ريش‌ سوزني‌.

 

پيشنهادها:

1 ـ تقويت‌ و تحكيم‌ معرفت‌شناسي‌، دين‌ باوري‌ و خداسالاري‌ در بين‌ جوانان‌ و نوجوانان‌.

2 ـ گسترش‌ مراكز تفريحي‌ و فرهنگي‌ و برنامه‌ ريزي‌ در جهت‌ اجراي‌ تفريحات‌ سالم‌ ومجاز براي‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ ديني‌ براي‌ جذب‌ و پذيرش‌ نوجوانان‌ و اشتغال‌ ارزشهاي‌بومي‌ و ديني‌ به‌ آنها

3 ـ ساختن‌ و ارائه‌ الگوهاي‌ جذاب‌ و قابل‌ تقليد پوشش‌ و آرايش‌ كه‌ با فرهنگ‌ جامعه‌متناسب‌ باشد.

4 ـ ايجاد تغيير و دگرگوني‌ در شيوه‌هاي‌ كنترل‌ اجتماعي‌ نوجوانان‌ كه‌ بايستي‌ بيشترمبتني‌ بر كنترل‌ دروني‌ و مشفقانه‌ باشد نه‌ بيروني‌ و توأم‌ با خشونت‌.

 

 

كتابنامه‌ :

1 ـ سگالن‌، مارتين‌، (جامعه‌شناسي‌ تاريخي‌ خانواده‌) ترجمه‌ حميد الياسي‌، 1375.

2 ـ عادل‌، حداد، (فرهنگ‌ برهنگي‌ و برهنگي‌ فرهنگي‌)، 1376.

3 ـ كاظمي‌، سيد علي‌ اصغر، (بحران‌ نوگرايي‌ و فرهنگ‌ سياسي‌) 1376.

4 ـ اكبري‌، محمد رضا، (تحليلي‌ نو و عملي‌ از حجاب‌ در عصر حاضر)، 1377.

5 ـ حق‌ جو، محمد حسين‌، (خود نمايي‌ و جلوه‌ گري‌)، 1375.

 

شماره‌شناسايي‌233- جامعه شناسی

 

عنوان‌: بررسي‌ عوامل‌ مؤثر بر مهاجرت‌ روستائيان‌ از دهستانهاي‌ استان‌ قم‌ طي‌ پيجساله‌ 70 ـ 65

سال‌ اجرا: 1376

نام‌ پژوهشگر: يوسف‌ ايراني‌

نام‌ ناظران‌ و راهنماها: محمد جهانفر

نام‌ مشاور: شهلا كاظمي‌ پور

كليد واژه‌ها: مهاجرت‌ روستائيان‌ ـ دهستانها

 

مقدمه‌

نگاهي‌ به‌ ويژگي‌ها ي‌ اساسي‌ كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌، نقش‌ مهاجرتهاي‌ داخلي‌ را درتشديد نابسامانيهاي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ در اين‌ كشورها آشكار مي‌سازد. سيل‌ مهاجرت‌روز به‌ روز بر تعداد شهرهاو جمعيت‌ آنها افزوده‌ است‌ هجوم‌ روستائيان‌ به‌ شهرها خيل‌عظيم‌ در حال‌ رشد از انسانهاي‌ بي‌ خانمان‌ و آواره‌اي‌ را در شهرها بوجود آورده‌ است‌ كه‌مشكلات‌ شهرها را بيشتر كرده‌ است‌. با در نظر گرفتن‌ مشكلات‌ متعدد جمعيتي‌ اقتصادي‌،اجتماعي‌، و  عواقب‌ ناشي‌ از روند منظم‌ مهاجرتهاي‌ داخلي‌ همچنين‌ با توجه‌ به‌ اين‌واقعيت‌ كه‌ جامعه‌ نوين‌ در روند تحولات‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌، الزاما با مهاجرت‌ بويژه‌مهاجرت‌ نيروي‌ كار مواجه‌ خواهد بود. مطالعه‌ و شناخت‌ اين‌ پديده‌ ضروري‌ به‌ نظر مي‌رسد.

 

بيان‌ مسأله‌:

مهاجرت‌ از لحاظ‌ ابعاد زماني‌ و مكاني‌ انواع‌ گوناگون‌ دارد ولي‌ آنچه‌ در اين‌ بررسي‌تحت‌ عنوان‌ مها جرت‌ مورد توجه‌ است‌ مهاجرت‌ دائمي‌ روستا به‌ شهر است‌. مهاجرت‌روستا شهري‌ يك‌ انتقال‌ عمده‌ را از مسافت‌ مركزي‌ جامعه‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ طي‌ آن‌ مردم‌ ازاجتماعات‌ كوچك‌ كشاورزي‌ به‌ اجتماعات‌ بزرگتر و عمدتا غير كشاورزي‌ حركت‌مي‌كنند غير از جنبه‌ فضايي‌ (افقي‌) حركت‌ جنبه‌هاي‌ اجتماعي‌ ـ اقتصادي‌ (عمودي‌) نيزوجود دارد كه‌ مستلزم‌ انتقال‌ دائم‌ مهارتها ـ نگرشها ـ انگيزه‌ها و الگوهاي‌ رفتاري‌ است‌.بطوريكه‌ مهاجران‌ قادر به‌ شكستن‌ كامل‌ زمينه‌ روستاي‌ شان‌ شده‌اند و كاملا تسليم‌موجوديت‌ شهر مي‌شوند.

مطلوب‌ بودن‌ يا توان‌ مهاجرت‌ به‌ شرايط‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ كشور بر مي‌گردد. امااكنون‌ تحليل‌ گران‌ توسعه‌ مهاجرت‌ را عاملي‌ منفي‌ قلمداد مي‌كنند چرا كه‌ بيكاري‌ ـ فقر ـمشكل‌ مسكن‌ همچين‌ هزينه‌اي‌ رواني‌ از جمله‌: از خود بيگانگي‌ و خود فراموشي‌،احساس‌ ناامني‌، مشكلات‌ بهداشتي‌، نابرابري‌هاي‌ منطقه‌اي‌ و..را معلول‌ گستردگي‌مهاجرت‌ قلمداد مي‌كنند.

از اينرو بسياري‌ از دولتها، سياستهايش‌ را جهت‌ كاهش‌ جريان‌ مهاجرت‌ به‌ شهرها را درپيش‌ گرفته‌اند. ولي‌ بيشتر اين‌ سياستها تا كنون‌ موفقيت‌ ناچيزي‌ داشته‌اند چرا كه‌ عمدتابدون‌ شناخت‌ از دلايل‌ و پيامدهاي‌ مهاجرت‌ تدوين‌ مي‌شوند. به‌ همين‌ دليل‌ در اين‌پژوهش‌ سعي‌ شده‌ است‌ تا اثر برخي‌ از عوامل‌ كه‌ در روستاهاي‌ قم‌ برمهاجرت‌ تأثير دارندبه‌ كمك‌ آزمون‌ زده‌ شود.

 

اهداف‌:

بررسي‌ عواملي‌ كه‌ در انگيزش‌ روستائيان‌ استان‌ قم‌ به‌ جابجايي‌ و ترك‌ روستا مؤثر هستند.

 

پرسش‌ها يا فرضيه‌ها  :

1 ـ هر چقدر ميزان‌ اشتغال‌ در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد ميزان‌ مهاجر فرستي‌ آن‌ كمتر است‌.

2 ـ هر چقدر ميزان‌ تراكم‌ زيستي‌ جمعيت‌ در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد ميزان‌ مهاجرفرستي‌ آنها بيشتر است‌.

3 ـ هر چقدر ميزان‌ فاصله‌ مركز دهستان‌ تا شهر بيشتر باشد مهاجر فرستي‌ آن‌ دهستان‌ كمتر است‌.

4 ـ هر چقدر ميزان‌ تعداد دبيرستان‌ در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد مهاجر فرستي‌ آن‌دهستان‌ كمتر است‌.

5 ـ هر چقدر ميزان‌ تعداد آبادي‌ در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد مهاجر فرستي‌ آن‌ دهستان‌بيشتر است‌.

6 ـ هر چقدر ميزان‌ متوسط‌ جمعيت‌ در هر آبادي‌ يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد ميزان‌ مهاجرفرستي‌ آن‌ بيشتر است‌.

7 ـ هر چقدر ميزان‌ تعداد روستاهاي‌ بالاي‌ 500 نفر در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد ميزان‌مهاجر فرستي‌ آن‌ كمتر است‌.

8 ـ هر چقدر ميزان‌ تعداد روستاهاي‌ كمتر از 50 نفر در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد ميزان‌مها جر فرستي‌ آن‌ بيشتر است‌.

9 ـ هر چقدر ميزان‌ وضعيت‌ اقتصادي‌ ساكنان‌ دهستان‌ بهتر باشد مها جر پرستي‌ آنجاكمتر خواهد بود.

10 ـ هر چقدر ميزان‌ باسوادي‌ در بين‌ ساكنان‌ يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد مها جر فرستي‌آنجا بيشتر خواهد بود.

11 ـ هر چقدر ميزان‌ مكانيزه‌ شدن‌ كشاورزي‌ در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد مهاجر فرستي‌آنجا يبشتر خواهد بود.

12 ـ هر چقدر ميزان‌ دسترسي‌ به‌ امكانات‌ ارتباطي‌ در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد مهاجرفرستي‌ آن‌ دهستان‌ بيشتر خواهد بود.

13 ـ هرچقدر تسهيلات‌ عمراني‌ در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد مها جر فرستي‌  آ ن‌دهستان‌ كمتر خواهد بود.

14 ـ هر چقدر ميزان‌ پوشش‌ امكانات‌ بهداشتي‌ در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد مهاجرفرستي‌ آن‌ دهستان‌ كمتر خواهد بود.

15 ـ هر چقدر ميزان‌ ارگانهاي‌ دولتي‌ و اجرايي‌ با مردمي‌ در يك‌ دهستان‌ بيشتر باشد مهاجرفرستي‌ آن‌ دهستان‌ كمتر خواهد بود.

 

 

جامعه‌ آماري‌:

كليه‌ دهستانهاي‌ استان‌ قم‌ كه‌ در سرشماري‌ سال‌ 1370 تعدادشان‌ 10 دهستان‌ مي‌باشد.

 

نمونه‌ آماري‌: (اعم‌ از فرمول‌ها، روايي‌ و اعتبار و..)

ندارد همان‌ جامعه‌ آماري‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است‌.

 

ابزار گرد آوري‌ داده‌ها:

بررسي‌ اسناد و مدارك‌

 

روش‌ تجزيه‌ و تحليل‌  :

چون‌ تحقيق‌  از نوع‌ غير آ زما يشي‌ است‌ از روش‌ تحليل‌ رگزاسيون‌ چند متغيره‌ استفاده‌شده‌ است‌.

 

نتيجه‌گيري‌ و تفسير:

1 ـ از بين‌ 16 متغيري‌ كه‌ طبق‌ فرضيه‌ها ي‌ تحقيق‌ در تغيين‌ ميزان‌ و جهت‌ مهاجرت‌دهستانهاي‌ استان‌ قم‌ مؤثر مي‌باشند 8 متغير بي‌ تأثيرندكه‌ عبارتند از: «مكانيزه‌ شدن‌»،«ميزان‌ با سوادي‌»، «امكانات‌ بهداشتي‌»، «حضور ارگانهاي‌ دولتي‌»، ميزان‌ پوشش‌ برق‌»،«متوسط‌ جمعيت‌ درهر روستا»، تعداد روستاهاي‌ بالاي‌ 500 نفر» و «تعداد روستاهاي‌كمتر از 50 نفر»

2 ـ شش‌ متغير از هشت‌ متغير باقيمانده‌ يعني‌ «فاصله‌ مركز دهستان‌ تا شهر»، «تعدادآبادي‌ در يك‌ دهستان‌»، «ميزان‌ اشتغال‌»، «ميزان‌ تراكم‌ زيستي‌»، «شاخص‌ امكانات‌ارتباطي‌»، «شاخص‌ وضعيت‌ اقتصادي‌»، منطبق‌ با فرضيه‌هاي‌ تحقيق‌ است‌ و مورد تاييدقرار گرفته‌ است‌.

3 ـ متغيير ديگر يعني‌ «تعداد مراكز آموزشي‌ دبيرستاني‌»، «فاصله‌ مركز دهستان‌ تا شهر»نتيجه‌ عكس‌ با فرضيه‌هاي‌ آن‌ را تحقيق‌ نشان‌ مي‌دهد بطوريكه‌ ميزان‌ برخورداري‌ از مراكزآموزشي‌ دبيرستاني‌ و ميزان‌ پوشش‌ آب‌ لوله‌ كشي‌ رابطه‌ مستقيم‌ و بالايي‌ با مهاجر فرستي‌روستاها داشته‌ است‌.

 

محدوديت‌ها و موانع‌:

ندارد.

 

پيشنهادها:

1 ـ توسعه‌ امكانات‌ ارتباطي‌ و تسهيل‌ دسترسي‌ روستائيان‌ به‌ آنها باتوجه‌ به‌ مقتضيات‌زندگي‌ روستايي‌ و فرهنگ‌ آن‌. 2 ـ مكانيزه‌ كردن‌ روستاها باتوجه‌ به‌ تحليل‌ نظريه‌ هزينه‌ به‌منفعت‌ 3 ـ هماهنگي‌ بين‌ اقدامات‌ عمراني‌ كه‌ در روستاها انجام‌ مي‌گيرد. 4 ـ افزايش‌امكانات‌ كسب‌ در آمد و بهبود وضعيت‌ اقتصادي‌ روستائيان‌.

5 ـ افزايش‌ امكانات‌ تحصيلي‌ بخصوص‌ در سطح‌ دبيرستان‌ در همه‌ روستاها.

 

كتابنامه‌:

1 ـ اكين‌، ال‌. موبرگنج‌. «رهيافت‌ سيستمي‌ در مورد يك‌ نظريه‌ مهاجرت‌ روستاهابه‌ شهر»عبد العي‌ لهسائي‌ زاده‌ نظريات‌ مهاجرت‌، شيراز، انتشارات‌ نوين‌. 1368. ص‌ 15.

 

 

شماره‌ شناسايي‌ 473 -علوم اجتماعی

 

عنوان‌: نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ با ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ جوانان‌ 11 تا 25 سال‌ شهر قم‌

سال‌ اجرا: 79

نام‌ پژوهشگر: حميد رضا وطن‌ خواه‌

نام‌ ناظران‌ و راهنماها:

نام‌ مشاور:

كليد واژه‌ها: نظام‌ ارزشي‌ ـ سازگاري‌ اجتماعي‌ جوانان‌

 

مقدمه‌

در زندگي‌ اجتماعي‌ انسان‌ها، آنچه‌ بيش‌ از هر چيز اهميت‌ دارد، وجود روابط‌ حسنه‌ وصفا و صميميت‌ بين‌ افراد است‌. بزرگترين‌ مشكل‌ جهان‌ امروز، مشكل‌ روابط‌ دوستانه‌ بين‌افراد و اجتماعات‌ است‌. اسلام‌ كه‌ يك‌ آيين‌ الهي‌ و آسماني‌ است‌، براي‌ حل‌ اين‌ مشكل‌ به‌تربيت‌ افراد، توجه‌ نموده‌ و پاية‌ اين‌ تربيت‌ را نيز بر اساس‌ ايمان‌ به‌ خدا و تقويت‌ روح‌فضيلت‌ و انسانيت‌ بنيانگذاري‌ كرده‌ است‌. دستورات‌ دين‌ اسلام‌ در اين‌ باره‌ به‌ حدي‌ دقيق‌ وعميق‌ است‌ كه‌ اگر افراد بشر آن‌ را بكار نبندد سيماي‌ زندگي‌ آنان‌ درخشان‌، و معاشرت‌ها وبرخوردها رنگ‌ انساني‌ به‌ خود خواهد گرفت‌.

 

بيان‌ مسأله‌:

ارزش‌ها اصول‌ راهنمايي‌ براي‌ رفتارهاي‌ روزمره‌ و واكنش‌هاي‌ اجتماعي‌ اند. از ميان‌ارزش‌ها، نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ به‌ دليل‌ ماهيت‌ خويش‌ رابطة‌ مستقيمي‌ با مقالات‌ وانتخاب‌هاي‌ فرد در موقعيت‌هاي‌ اجتماعي‌ دارد.

سازگاري‌ اجتماعي‌ عبارتست‌ از تعامل‌ مشخصي‌ با محيط‌ اجتماعي‌، به‌ عبارت‌ ديگرمجموعه‌ واكنش‌ هايي‌ كه‌ فرد به‌ وسيلة‌ آنهاساخت‌ يا رفتار خود را تغيير مي‌دهد، تا بتواندبه‌ گونه‌اي‌ موزون‌ به‌ شرايط‌ معيني‌ با تجربه‌اي‌ جديد پاسخ‌ دهد.

ارزشها وسيله‌اي‌ براي‌ تحقق‌ همبستگي‌ اجتماعي‌ هستند و ارزشهاي‌ مشترك‌ بايدوحدت‌ و يكپارچگي‌ آنهاست‌. با توجه‌ به‌ مطالب‌ فوق‌ پژوهشگر به‌ دنبال‌ پاسخگويي‌ به‌ اين‌سوال‌ است‌ كه‌: «آيا نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ و سازگاري‌ اجتماعي‌ رابطه‌ وجود دارد؟» درصورت‌ وجود رابطه‌ وضعيت‌ آن‌ چگونه‌ است‌.

 

اهداف‌:

1 ـ بررسي‌ و ارتباط‌ نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ با سازگاري‌ اجتماعي‌ زنان‌ جوان‌ 18 تا 25 سال‌ شهر قم‌.

2 ـ بررسي‌ و ارتباط‌ نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ با سازگاري‌ مردان‌ 18 تا 25 سال‌ شهر قم‌.

3 ـ بررسي‌ ميزان‌ نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ مردان‌ جوان‌ 18 تا 25 سال‌ شهر قم‌ در ابعاد مختلف‌4 ـ ميزان‌ نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ زنان‌ جوان‌ 18 تا 25 سال‌ شهر قم‌ در ابعاد مختلف‌.

5 ـ ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ مردان‌ 18 تا 25 سال‌ شهر قم‌ در ابعاد مختلف‌ 6 ـ ميزان‌سازگاري‌ اجتماعي‌ زنان‌ 18 تا 25 سال‌ شهر قم‌ در ابعاد مختلف‌.

 

پرسش‌ها يا فرضيه‌ها  :

1 ـ نظام‌ ارزشي‌ ديني‌، ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ جوانان‌ 18 تا 25 سال‌ شهر قم‌ رابطه‌ دارد.

2 ـ ميزان‌ ارزشي‌ ديني‌ زنان‌ و مردان‌ جوان‌ شهر قم‌ متفاوت‌ است‌.

3 ـ ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ زنان‌ و مردان‌ جوان‌ شهر قم‌ متفاوت‌ است‌.

4 ـ سطح‌ سواد جوانان‌ شهر قم‌ با ميزان‌ نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ رابطه‌ دارد.

5 ـ وضعيت‌ تأهل‌ زنان‌ و مردان‌ با ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ رابطه‌ دارد.

6 ـ سطح‌ سواد جوانان‌ شهر قم‌ با ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ رابطه‌ دارد.

7 ـ وضعيت‌ تأهل‌ زنان‌ و مردان‌ تا ميزان‌ ديني‌ بودن‌ رابطه‌ دارد.

8 ـ وضعيت‌ اشتغال‌ مردان‌ و زنان‌ جوان‌ با ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ رابطه‌ دارد.

9 ـ وضعيت‌ اشتغال‌ مردان‌ و زنان‌ جوان‌ با ميزان‌ نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ رابطه‌ دارد.

جامعه‌ آماري‌:

كليه‌ جوانان‌ 18 تا 25 سال‌ مؤنث‌ و مذكر جامعة‌ شهري‌ قم‌ مي‌باشد.

 

نمونه‌ آماري‌: (اعم‌ از فرمول‌ها، روايي‌ و اعتبار و..)

روش‌ نمونه‌گيري‌ 201 نفر از دختران‌ و زنان‌ و 219 نفر از پسران‌ و مردان‌ 18 تا 25 سال‌در دسترس‌ به‌ صورت‌ تصادفي‌ در پاركها، منازل‌، كتابخانه‌ها، مراكز آموزشي‌ و خدماتي‌ وسازماني‌ انتخاب‌ گشته‌اند.

 

ابزار گرد آوري‌ داده‌ها:

پرسشنامه‌: 1 ـ آزمون‌ ارزشي‌ آليورت‌: نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ 2 ـ آزمون‌ سازگاري‌ اجتماعي‌كالفرنيا 3ـ پرسشنامة‌ نظام‌ ارزشي‌ ديني‌ وابسته‌ به‌ فرهنگ‌

 

روش‌ تجزيه‌ و تحليل‌ :

عموماً درصد ـ ميانگين‌ وزني‌ متغيرها مي‌باشد و جهت‌ بررسي‌ ارتباط‌ نظام‌ ارزشي‌ ديني‌و سازگاري‌ اجتماعي‌ از ضريب‌ همبستگي‌ پيرسون‌ استفاده‌ شده‌اند همچنين‌ جهت‌ بررسي‌تفاوت‌ در فرضيه‌ها از آزمون‌ t استيودنت‌ استفاده‌ شده‌ است‌.

 

نتيجه‌گيري‌ و تفسير:

نتايج‌ تحقيق‌ نشان‌ داد:

1 ـ بين‌ ميزان‌ ديني‌ بودن‌ جوانان‌ و سازگاري‌ اجتماعي‌ آنان‌ رابطه‌ مستقيم‌ وجود دارد.

2 ـ جوانان‌ زن‌ و مرد از لحاظ‌ ديني‌ بودن‌ با هم‌ تفاوت‌ معني‌ داري‌ دارند. 3 ـ جوانان‌مجرد و متأهل‌ از لحاظ‌ ديني‌ با هم‌ تفاوت‌ معنا داري‌ ندارند. 4 ـ جوانان‌ شاغل‌ و غير شاغل‌از لحاظ‌ ديني‌ بودن‌ با هم‌ تفاوت‌ معني‌ داري‌ ندارند. 5 ـ جوانان‌ با تحصيلات‌ بالاتر از ديپلم‌و پايين‌تر از ديپلم‌ از لحاظ‌ ميزان‌ ديني‌ با هم‌ تفاوت‌ ندارند.

6 ـ جوانان‌ زن‌ و مرد از لحاظ‌ ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ با هم‌ تفاوت‌ معني‌ داري‌ ندارند.7 ـ جوانان‌ مجرد و متأهل‌ از لحاظ‌ ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ با هم‌ تفاوت‌ معني‌ داري‌ندارند. 8 ـ جوانان‌ تحصيل‌ كرده‌ و پايين‌تر از ديپلم‌ از لحاظ‌ ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ با هم‌متفاوت‌ نيستند. 9 ـ جوانان‌ شاغل‌ و غير شاغل‌ از لحاظ‌ ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ با هم‌تفاوت‌ معنا داري‌ ندارند.

همچنين‌ يافته‌هاي‌ بدست‌ آمده‌ نشان‌ داده‌ است‌ 1 ـ جوانان‌ شهر قم‌ 32 درصد از ميزان‌ديني‌ بالا و 53 درصد از ميزان‌ ديني‌ متوسط‌ و 15 درصد از ميزان‌ يعني‌ پايين‌ برخورداند. 2ـ جوانان‌ شهر قم‌ 4/47 درصد از ميزان‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ بالا و 1/2 درصد از ميزان‌سازگاري‌ اجتماعي‌ پايين‌ برخورداند.

 

محدوديت‌ها و موانع‌:

1 ـ همة‌ گروههاي‌ سني‌ را شامل‌ نمي‌شد 2 ـ محدوديت‌ تعداد آزموني‌ها (افراد مورد مطالعه‌)

3 ـ مشخص‌ نمودن‌ پاسخ‌ صادقانه‌ يا غير صادقانة‌ آزمودني‌ها به‌ سوالات‌ پژوهش‌

 

پيشنهادها:

1 ـ آموزش‌ و آشنا ساختن‌ بيشتر خانواده‌ها و مسلمانان‌ به‌ آيين‌ معاشرت‌ اسلام‌ توسط‌معلمين‌ محترم‌ براي‌ سازگاري‌ اجتماعي‌ بيشتر جامعه‌ 2 ـ بكارگيري‌ بيشتر حقوق‌ ديني‌ وتعاليم‌ امور اجتماعي‌ كه‌ دين‌ به‌ آن‌ امر كرده‌ است‌ 3 ـ رشد و تقويت‌ باورهاي‌ فرهنگ‌ ديني‌و اعتقادي‌ در جوانان‌ شهر قم‌ 4 ـ تعديل‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ و متون‌ درسي‌ در استاني‌ علم‌ديني‌ و تبيين‌ بيشتر دين‌ 5 ـ تأسيس‌ برخي‌ نهادهاي‌ مذهبي‌ ـ اسلامي‌ در راستاي‌ جامعه‌پذيري‌ ديني‌ 6 ـ تعديل‌ و تحول‌ برنامه‌اي‌ راديو و تلوزيون‌ و رسانه‌هاي‌ گروهي‌ در جهت‌توسعه‌ شناخت‌ ديني‌ عملكرد دين‌.

 

 

كتابنامه‌ :

1 ـ خدايار، مجتبي‌، بنياد دين‌ و دنيا از ديدگاه‌ استاد مطهري‌، انتشارات‌ بهاباد، 1373.

2 ـ دفتر همكاري‌ حوزه‌ و دانشگاه‌، در آمدي‌ بر جامعه‌شناسي‌ اسلامي‌، انتشارات‌ دفترهمكاري‌، 1363.

3 ـ صانعي‌ پرويز، جامعه‌شناسي‌ ارزش‌ها، انتشارات‌ گنج‌ دانش‌، سال‌ 1372.

4 ـ ويليام‌ جيمز، دين‌ و روان‌، ترجمة‌ مهدي‌ قائني‌، دارالفكر قم‌، 1367.

5 ـ سالك‌ بني‌ نبي‌، شبكة‌ روابط‌ اجتماعي‌، جوان‌ صالحي‌، دفتر فرهنگ‌ اسلامي‌، 1359.

6 ـ ژان‌ پل‌ ويلم‌، جامعه‌شناسي‌ اديان‌، مترجم‌ دكتر عبدالرحيم‌ گرامي‌، انتشارات‌ بيان‌، سال‌ 1377.

 

شماره‌ شناسايي‌ 231 – جامعه شناسی

 

عنوان‌: بررسي‌ عوامل‌ مؤثر در اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در استان‌ قم‌

سال‌ اجرا: 1375

نام‌ پژوهشگر: احمد نيكزاد

كليد واژه‌ها: اقدام‌ به‌ خودكشي‌

 

مقدمه‌

افزايش‌ روز افزون‌ خودكشي‌ و همچنين‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در جوامع‌ گوناگون‌، نه‌ تنهااز لحاظ‌ ضايعه‌ ايكه‌ بر پيكر نيرهاي‌ انساني‌ يك‌ جامعه‌ وارد مي‌آورد و ذهن‌ روانشناسان‌ وجامعه‌ شناسان‌ را بخود مشغول‌ مي‌دارد، بلكه‌ شبكة‌ پيچيده‌ و بغرنج‌ عواملي‌ كه‌ به‌خودكشي‌ افراد يا اقدام‌ به‌ خود كشي‌ آنها مي‌انجامد. ذهن‌ محققان‌ را به‌ يك‌ رشته‌ پژوهش‌و بررسي‌هاي‌ مداوم‌ سوق‌ مي‌دهد.

 

بيان‌ مسأله‌:

بررسي‌ پديدهئ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ مي‌تواند از ديدگاه‌هاي‌ متفاوتي‌ ـ عمدتاً ديدگاههاي‌جامعه‌شناسي‌ و روان‌شناسي‌ انجام‌ گيرد. از ديدگاه‌ جامعه‌ شناسانه‌ بايد علل‌ و انگيزه‌هاي‌اقدام‌ به‌ خودكشي‌ را در محيط‌ و شرايط‌ اجتماعي‌، همچون‌ ميزان‌ همبستگي‌ اجتماعي‌افراد، جستجو كرد. اما نظريه‌هاي‌ روان‌ شناختي‌، پديدة‌ خودكشي‌ را با اختلالات‌ عاطفي‌و بيماريهاي‌ رواني‌ همبسته‌ مي‌دانند.

در اين‌ تحقيق‌، توجه‌ اصلي‌ به‌ عوامل‌ محيطي‌ و اجتماعي‌ است‌ از ديدگاه‌ جامعه‌شناختي‌ به‌ اين‌ پديده‌ نگريسته‌ مي‌شود. سوال‌ عمدة‌ اين‌ تحقيق‌ در ارتباط‌ با عوامل‌ مؤثر برپديدة‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در استان‌ قم‌ است‌ در عين‌ حال‌ بررسي‌ كمي‌ اين‌ پديده‌ مورد توجه‌قرار مي‌گيرد.

اهداف‌ :

اهداف‌ اصلي‌:

الف‌: مطالعه‌ و شناخت‌ ميزان‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در استان‌ قم‌

ب‌: بررسي‌ ميزان‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ با توجه‌ به‌ متغييرهاي‌ نسل‌، جنسيت‌، تأهل‌،تحصيلات‌، وضعيت‌ قومي‌، فصول‌ سال‌، و انگيزه‌هاي‌ افراد.

ج‌: شناخت‌ عوامل‌ اجتماعي‌ مؤثر بر خودكشي‌ از قبيل‌ مهاجرت‌، ميزان‌ انسجام‌ و انتقام‌اجتماعي‌ و وابستگي‌هاي‌ مذهبي‌.

د: شناخت‌ عوامل‌ خانوادگي‌ مؤثر بر خودكشي‌ مانند تفاوت‌ در ارزشهاي‌ والدين‌ وفرزندان‌، نوع‌ رفتار زناشويي‌، والدين‌، با فرزندان‌، تعداد فرزندان‌ خانواده‌، اعتياد شهر،ميزان‌ رضايت‌ از زندگي‌.

ر: بررسي‌ عوامل‌ اقتصادي‌ مؤثر بر اقدام‌ به‌ خودكشي‌: شغل‌، وضعيت‌ مسكن‌، منطقه‌سكونت‌، امكانات‌ رفاهي‌

ز: بررسي‌ و شناخت‌ نوع‌ غالب‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در قم‌ با توجه‌ به‌ پيتولوژي‌ ارائه‌ شده‌توسط‌ دوركيم‌.

ژ: ارائه‌ راهكارهايي‌ در چارچوب‌ يافته‌هاي‌ تحقيق‌ براي‌ مقابله‌ با افزايش‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌.

اهداف‌ فرعي‌ تحقيق‌:

الف‌: مقايسة‌ عوامل‌ مؤثر در اقدام‌ به‌ خودكشي‌ زنان‌ و مردان‌

ب‌: بررسي‌ ابزار گوناگون‌ بكار برده‌ شده‌ جهت‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌

ج‌: بررسي‌ خودكشي‌هاي‌ موفق‌ در استان‌ قم‌ در سال‌ 1375.

فرضيه‌ها:

فرضيه‌ اصلي‌: نرخ‌ خودكشي‌ با درجة‌ همبستگي‌ اجتماعي‌ و انتقام‌ اجتماعي‌ هر گروه‌ ياجامعه‌ كه‌ فرد بخشي‌ از آن‌ را تشكيل‌ مي‌دهد، ارتباط‌ دارد.

فرضيه‌هاي‌ فرعي‌:

1 ـ نرخ‌ خودكشي‌ با سن‌ افراد ارتباط‌ دارد.

2 ـ نرخ‌ خودكشي‌ با جنسيت‌ افراد ارتباط‌ دارد.

3 ـ نرخ‌ خودكشي‌ با وضعيت‌ تأهل‌ افراد ارتباط‌ دارد.

4 ـ افراد مهاجر بيش‌ از بوميان‌ گرفتار خودكشي‌ مي‌شوند.

5 ـ افراد بيسواد و كم‌ سواد (دورة‌ ابتدايي‌) بيش‌ از افراد تحصيلكرده‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ مي‌نمايند.

6 ـ نرخ‌ خودكشي‌ با منطقه‌ سكونت‌ در ارتباط‌ است‌.

7 ـ نرخ‌ خودكشي‌ با وضعيت‌ اقتصادي‌ افراد بستگي‌ دارد.

8 ـ وابستگي‌ مذهبي‌ (ايمان‌) بين‌ افرادي‌ كه‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ كرده‌اند، ضعيف‌ يا كم‌ است‌.

9 ـ  ناسازگاري‌ با افراد خانواده‌ به‌ ويژه‌ والدين‌ از انگيزه‌هاي‌ اصلي‌ افراد مجرد براي‌اقدام‌ به‌ خودكشي‌ است‌.

10 ـ مشكلات‌ زناشويي‌ و دخالت‌ اطرافيان‌ از مهمترين‌ انگيزة‌ متأهلين‌ در اقدام‌ به‌خودكشي‌ است‌.

11 ـ انسجام‌ اجتماعي‌ با ميزان‌ خودكشي‌ ديگر خواهانه‌ رابطة‌ مستقيم‌ دارد ولي‌ با ميزان‌خودكشي‌ خود خواهانه‌ داراي‌ رابطة‌ معكوس‌ است‌.

12 ـ انتقام‌ اجتماعي‌ با ميزان‌ خودكشي‌ قدر گرايانه‌ رابطة‌ مستقيم‌ و با ميزان‌ خودكشي‌آنوميك‌ رابطة‌ معكوس‌ دارد.

 

جامعه‌ آماري‌:

كليه‌ افرادي‌ كه‌ در طي‌ سال‌ 1375 اقدام‌ به‌ خودكشي‌ نموده‌ و جهت‌ معالجه‌ دربيمارستان‌ كامكار قم‌ منتقل‌ و نجات‌ يافته‌ در زمان‌ تحقيق‌ قابل‌ شناسايي‌ و در دسترس‌ بوده‌اند.

 

نمونه‌ آماري‌: (اعم‌ از فرمول‌ها، روايي‌ و اعتبار و..)

بر اساس‌ جامعة‌ در دسترس‌ (158) مورد از پرونده‌هاي‌ افرادي‌ كه‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌كردند اطلاعاتشان‌ موجود بود ولي‌ پرسشنامه‌ قابل‌ قبول‌ 97 مورد.

 

ابزار گرد آوري‌ داده‌ها:

مصاحبه‌ بر طبق‌ پرسشنامة‌ از قبل‌ تهيه‌ شده‌.

 

روش‌ تجزيه‌ و تحليل‌ :

براي‌ توصيف‌ متغيرهاي‌ اسمي‌ و رتبه‌اي‌ و طبقه‌ بندي‌ شده‌ از جداول‌ فراواني‌ يك‌بعدي‌، در صد فراواني‌ و فراواني‌ تراكمي‌ استفاده‌ شده‌ است‌. براي‌ بررسي‌ رابطة‌ بين‌ دو ياچند متغير اسمي‌ و رتبه‌اي‌ از جدول‌ دو بعدي‌، جهت‌ نشان‌ دادن‌ معني‌ دار بودن‌ يا نبودن‌تفاوت‌ بين‌ دو متغيير اسمي‌ از آزمون‌ كاي‌ اسكوئر، براي‌ تعيين‌ ميزان‌ يا شدت‌ وابستگي‌ بين‌متغييرها از ضريب‌ توافق‌ كرامر و آزمون‌ معنادار بودن‌ f استفاده‌ شده‌ است‌.

 

نتيجه‌گيري‌ و تفسير:

فرضيه‌ 1: نرخ‌ خودكشي‌ به‌ دو گروه‌ سني‌ 19 ـ 15 ساله‌ و 20 ـ 28 ساله‌ بيشتر است‌ ومهم‌ كسانيكه‌ بالاي‌ 28 سال‌ خودكشي‌ كرده‌اند 5/1 جامعة‌ آماري‌ است‌.

فرضيه‌ 2: ميزان‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در بين‌ زنان‌ بيش‌ از مردان‌ است‌ در عوض‌ سهم‌ مردان‌در خودكشي‌هاي‌ موفق‌ بيش‌ از زنان‌ است‌.

فرضيه‌ 3: مجردين‌ بيش‌ از افراد متأهل‌ در اقدام‌ به‌ خودكشي‌ سهم‌ دارند.

فرضيه‌ 4: افراد مهاجر بيشتر از بوميان‌ و حدود سه‌ برابر آنها مرتكب‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ شده‌اند.

فرضيه‌ 5: افراد بيسواد يا كم‌ سواد (در حد ابتدايي‌) بيش‌ از مقدار مورد انتظار مرتكب‌خودكشي‌ شده‌اند.

فرضيه‌ 6: ساكنين‌ مناطق‌ پايين‌ شهر و حاشيه‌اي‌ بيش‌ از ساكنين‌ مناطق‌ ديگر اقدام‌ به‌خودكشي‌ نموده‌اند.

فرضيه‌ 7: خودكشي‌ با عواملي‌ همچون‌ مشكلات‌ و گرفتاري‌هاي‌ اقتصادي‌ ودشواريهاي‌ عالي‌ همراه‌ است‌ و اين‌ پديده‌ بيشتر گريبانگير طبقات‌ ضعيف‌ اقتصادي‌ شده‌ است‌.

فرضيه‌ 8: ميزان‌ دلبستگي‌هاي‌ مذهبي‌ با ميزان‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ رابطة‌ معكوس‌ دارد.بعبارت‌ ديگر تقويت‌ ايمان‌ مذهبي‌ در گروه‌، موجب‌ كاهش‌ نرخ‌ خودكشي‌ خواهد شد.

فرضيه‌ 9: 3/1 انگيزه‌هاي‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در ارتباط‌ با ناسازگاري‌هاي‌ فرد با محيط‌خانوادگي‌ پدري‌ است‌.

اختلاف‌ نظر با والدين‌، كنترل‌ بيش‌ از حد والدين‌، مخالفت‌ با ازدواج‌ با فرد مورد علاقه‌ وعدم‌ توجه‌ و بالاخره‌ درگيري‌ با خواهر يا برادر از انگيزه‌هاي‌ اصلي‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌مجردين‌ مي‌باشد.

فرضيه‌ 10: 28% خودكشي‌ها با مشكلات‌ زندگي‌ زناشويي‌ در ارتباط‌ است‌. اخلاق‌ بدهمسر، تعصب‌هاي‌ بيجا! ازدواج‌ مجدد، طلاق‌ و دخالتهاي‌ اطرافيان‌ در زندگي‌ خصوصي‌افراد متأهل‌ از انگيزه‌هاي‌ اصلي‌ افراد متأهل‌ براي‌ خود كشي‌ است‌.

فرضيه‌ 11: بين‌ انسجام‌ اجتماعي‌ و ميزان‌ خودكشي‌ رابطة‌ معكوس‌ وجود دارد هر چه‌پيوند و تعلق‌ اجتماعي‌ ضعيف‌ يا بسيار ضعيف‌ گردد مخصوصاً با گروه‌ خانواده‌ باشدميزان‌ خودكشي‌ بيشتر است‌.

فرضيه‌ 12: هر چه‌ ميزان‌ انتقام‌ اجتماعي‌ كمتر شود ميزان‌ خودكشي‌ بيشتر مي‌شود. درواقع‌ وضعيت‌ آنوميك‌ يابي‌ سازماني‌ موجب‌ خودكشي‌ مي‌گردد.

 

محدوديت‌ها و موانع‌:

1 ـ عدم‌ دسترسي‌ به‌ آمار واقعي‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ 2 ـ كامل‌ نبودن‌ پرونده‌هاي‌ موجوددر بيمارستان‌ 3 ـريزش‌ آماري‌

4 ـ پراكنده‌ بودن‌ جامعة‌ آماري‌ 5 ـ حساس‌ بودن‌ موضوع‌

 

پيشنهادها:

1 ـ آموزش‌ خانواده‌ به‌ عنوان‌ يك‌ راهكار براي‌ جلوگيري‌ از اقدام‌ به‌ خودكشي‌ توسط‌بهزيستي‌ ـ آموزش‌ و پرورش‌ ـ رسانه‌ها و حوزة‌ علميه‌ صورت‌ پزيرد. 2 ـ اتخاذسياستهايي‌ جهت‌ مقابله‌ در كنترل‌ با پديدة‌ مهاجرت‌ استان‌ قم‌ 3 ـ تقويت‌ بنيان‌هاي‌ مذهبي‌افراد 4 ـ افزايش‌ فرصتهاي‌ شغلي‌.


.: Weblog Themes By Pichak :.


| :
قالب وبلاگقالب وبلاگ